حضرت قطع شد ، مشركان گفتند : خدايش محمّد را دشمن داشته ، و به وى وحى نمىفرستد ، اين سوره در جواب آنها نازل گرديد كه خدا تو را نه دشمن داشته و نه رها كرده است ، اينك اقوال را نقل مىكنيم ، قبلا بايد بدانيم كه اين اقوال از اهل بيت عليه السّلام نقل نشده است ، فقط در اين زمينه يك روايت ضعيف از حضرت باقر عليه السّلام هست كه خواهد آمد .
ابن عباس گويد : پانزده روز وحى از آن حضرت قطع گرديد ، مشركان گفتند : خدايش محمّد را ترك كرده و دشمن داشته است ، و گر نه وحى قطع نمىشد سوره در جواب آنها نازل گرديد .
ابن جريح گويد : فقط دوازده روز وحى قطع گرديد ، مقاتل چهل روز گفته است ، اقوال ديگر نظير اينها است .
در تفسير برهان از ابى الجارود از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده :
جبرئيل در آمدن به حضور آن حضرت تأخير كرد ، اولين سوره يعنى
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
به آن حضرت نازل شد ، سپس در آمدن وحى تأخير روى داد .
خديجه ( همسر ارجمند آن حضرت ) گفت : شايد خدايت تو را رها كرده است كه وحى نمىفرستد ، در اين زمينه
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
نازل گرديد . مخفى نماند زياد بن منذر ابى الجارود زيدى مذهب است كه امام باقر عليه السّلام به او لقب سرحوب ( شيطان مخصوص ) داده بود .
ناگفته نماند : آيه
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
نشان مىدهد كه جريانى در كار بوده و سبب نزول اين سوره گشته است ولى قطع وحى را نمىشود باور كرد ، از آيه
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى
و ما بعد آن مىشود احتمال داد كه وسائل مادى علّت نزول بوده است ، يعنى آن حضرت از لحاظ مالى وسعت نداشته و مشركان گفتهاند : اگر پيامبر است چرا خدا به او ثروت نمىدهد تا زندگىاش روبراه باشد چنان كه در سورهء فرقان / 8 مىخوانيم كه گفتند :
أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ