واقعا انسان كه چنين مقهور است و از خود قدرتى ندارد چرا به خدايى كه او را چنين كرده است خاضع نشود آن وقت باز مردم دو قسمت شدهاند و هر يك به پاداش كيفر عمل خود مىروند .
16 - 18 :
فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ
اينها سه عامل طبيعى است يكى پس از ديگرى ، اول شفق است كه با غروب آفتاب شروع مىشود ، پس از آن شب مىآيد و موجودات مرئى را جمع مىكند و در ظلمت و تاريكى فرد مىبرد ، پس از آن ماه مىآيد و به تدريج وسعت مىيابد ، يعنى بر نورش افزوده مىشود تا چهارده شبه مىگردد ، اينها حال به حال شدن و يكى پس از ديگرى است .
گويند : « لا » در « فلا اقسم » براى تأكيد قسم است ، و گويند نفى سخن خصم است يعنى : نه ، حرف شما درست نيست بلكه قسم مىخورم . . .
19 -
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
بالا مىرويد بحالى از حالى ، از نطفه تا جنين ، طفوليت ، جوانى ، پيرى ، مرگ ، برزخ ، قيامت ، لقاء اللَّه . لفظ « عن » نشان مىدهد كه هر درجهء بعدى بالاتر از قبلى است ، آرى انسان در سير الى اللَّه با كدح و فشار بايد اين مراحل را سير نمايد .
در مجمع البيان از امام صادق صلوات اللَّه عليه نقل شده :
« لتركبن سنن من كان قبلكم من الاولين و احوالهم »
يعنى هر چه به سر اقوام گذشته آمده به سر شما نيز خواهد آمد ، اين ظاهرا يك نوع استفاده از قرآن است ، نه اينكه معنى آيه آن باشد كه امامان عليهم السّلام از اين گونه تطبيقها نسبت به قرآن مجيد بسيار دارند .
20 و 21 -
فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ
تفريع و نتيجهگيرى از آيات سابق است ، يعنى مطالب گذشته ، مىبايست