بخش دوم - حق ، محور ايمان
چرا ايمان بايد نسبت به همهء حق باشد ؟ زيرا حق نورى واحد است و مؤمن در پرتو آن از محوريّت هوى و هوس به محوريت حق روى مىآورد ، و هرگاه حق محور شود ميان حقوق گوناگون فرقى نخواهد بود .
1 - آيهء زير حقيقت ايمان را با فراگيرى همهء حق ، در شنيدن و اطاعت فرمان خدا مشخّص مىسازد . خداوند مىفرمايد :
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كَلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ « 1 » .
« پيامبر ، خود به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده ايمان دارد . و همهء مؤمنان ، به خدا و پيامبرانش ايمان دارند . ميان هيچ يك از پيامبرانش فرقى نمىنهيم . گفتند : شنيديم و اطاعت كرديم ، اى پروردگار ما ، آمرزش تو را خواستاريم كه سرانجام همه به سوى توست . »
جدايى نيفكندن ميان حقايقى كه متعلق ايمان يك مسلمان قرار مىگيرد همان برهان درخشنده در صدق ايمان است و بر آن دلالت دارد كه ملاك مؤمن هوى و هوس نيست تا با آن ميان حقايق گوناگون تفاوت قائل شود .
2 - خداوند مؤمنان را در سورهء نساء چنين توصيف مىكند كه آنان تسليم شدگان در برابر حق و راسخان در علم هستند ، زيرا در ايمان ميان كتاب آسمانى قبلى و كتاب
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 285 .