تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايمان زيربناى شريعت (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

ب - حقايق ايمان :

در روايت ديگرى امام على عليه السلام حقايق ايمان را بيان مىفرمايد . حبّة العرنى روايت مىكند : در حالى كه من و نوف در حياط قصرالاماره خوابيده بوديم ناگاه اميرالمؤمنين عليه السلام را در دل شب ديديم كه دست خود را همچون شيفته‌اى سرگشته بر ديوار نهاده و مىفرمايد : إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ . . . تا پايان آيه . حبّه مىگويد : سپس امام اين آيات را خواند و همچون كسى كه عقل از سرش پريده باشد از كنار ما گذشت و به من فرمود : « اى حبّه ! تو خواب هستى يا بيدار ؟ » عرض كردم : بيدار هستم . تو كه چنين مىكنى ما ديگر چه كنيم ! حضرت چشم خود را فروبست و گريست و سپس به من فرمود : « اى حبّه ! همانا خداوند به من و تو از رگ گردن نزديكتر است ، اى حبّه ! هيچ چيز حجاب ميان من ، تو و خدا نيست . » حبّه مىگويد : امام عليه السلام فرمود : « اى نوف ! تو خواب هستى ؟ » نوف عرض كرد : نه ، يا اميرالمؤمنين من خواب نيستم و امشب بسى گريسته‌ام . امام عليه السلام فرمود : « اى نوف ! اگر امشب از ترس خدا بسى بگريى چشمانت فردا در برابر خداوند عزّ وجلّ روشن باد . اى نوف ! قطره‌اى از سر هراس از چشم مردى فرود نغلتيده مگر آنكه درياهايى از آتش را خاموش مىكند . اى نوف ! منزلت هيچ‌كس نزد خدا بزرگتر از كسى نيست كه از ترس خدا بگريد و براى خدا عشق بورزد و براى خدا كينه توزد . اى نوف ! هركه در راه خدا عشق ورزيد عشق او را تنها به خود اختصاص نمىدهد و هركه در راه خدا كينه توزد به سبب كينهء در راه خدا شرّى به دو نمىرسد و دراين هنگام است كه حقايق ايمان را به كمال رسانده‌ايد . « 1 » »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 41 ، ص 23 ، روايت 13 .