تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايمان زيربناى شريعت (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
وفتارشان به فروتنى است . از آنچه كه خداوند برايشان روا نداشته چشم پوشيده‌اند و به علمى كه آنان را سود رساند گوش فرا داشته‌اند . در سختى و گرفتارى چنانند كه ديگران در آسايش و خوشى ، اگر نبود اجل و مدّتى كه خدا براى ايشان تعيين فرموده از شوق ثواب و بيم عذاب چشم بر هم زدنى جان در بدنشان قرار نمىگرفت . خداوند در نظر آنان بزرگ است و غير او در ديدهء آنها كوچك ، يقين و باورشان به بهشت مانند يقين و باور كسى است كه آن را ديده ، گويى كه در آن به خوشى به سر مىبرند و ايمانشان به آتش همچون ايمان كسى است كه آن را ديده ، گويى كه در آن گرفتار عذابند ، دلهايشان اندوهناك است و آزارهاشان ايمن ، بدنهاشان لاغر ، و خواستنىهاشان اندك است ، سرشت‌شان با عفّت و پاكيزگى است . چند روز كوتاه را به شكيبايى به سر رسانند و درپى آن آسايش هميشگى را دريابند ، اين كردار تجارتى است پر فايده كه پروردگارشان براى آنها فراهم نموده است . دنيا به آنان رو آورد ، ايشان از آن روگردانيدند و آنها را سير و گرفتار نمود ، آنها جانشان را ندا كرده ، خود را از آن رهاندند . چون شب شود برپا ايستاده آيات قرآن را به تأمّل و انديشه مىخوانند و با خواندن و تدبّر در آن خود را اندوهگين مىسازند و به وسيلهء آن به درمان درد خويش كوشش دارند . پس هرگاه به آيه‌اى برخورند كه به شوق آورده و اميداورى در آن است به آن طمع مىنمايند و با شوق به آن نظر مىكنند ، مانند آن كه پاداشى كه آيه از آن خبر مىدهد در برابر چشم ايشان است و آن را مىبينند و هرگاه به آيه‌اى برخورند كه در آن ترس و بيم است گوش دلشان را به آنان مىگشايند چنان كه گويا شيون و فرياد دوزخ در بيخ گوشهايشان است پس آنان قدشان را خم مىكنند و پيشانيها ، كفها ، زانوها و اطراف قدمهاشان را به روى زمين مىگسترانند ، از خداى تعالى آزادى خويش را ( از آتش دوزخ ) درخواست مىنمايند . و چون روز شود بردبار و دانا و نيكو كردار و پرهيزكارند ، ترس ، اندامشان را لاغر كرده مانند باريكى تيرها كه تراشيده مىشود ، بيننده مىپندارد كه آنها بيمارند