عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ و آنها را به جهل نسبت داد ، زيرا خود را با معصيت الهى به خطر انداخته بودند . « 1 » »
پنجم - شرايط توبه :
الف - شايد آيهء زير برخى از مشخّصههاى اصلاح پس از گناه را آشكار سازد . خداوند مىفرمايد :
إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ للَّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً « 2 » .
« مگر آنان كه توبه كرده و از تباهى باز آمده و به خدا توسّل جستهاند و براى خدا از روى اخلاص به دين گرويده هستند . اينان در زمرهء مؤمنان بوده و خدا به مؤمنان اجرى عظيم خواهد داد . »
اين آيه ما را به ارزشهايى چند ، ره مىنمايد ؛ ارزشهايى مانند توبه و اصلاح و چنگ زدن به ريسمان الهى و اخلاص دين براى خدا .
اين ارزشها برخى از مشخّصههاى اصلاح هستند ، زيرا گناه گاهى همچون خوردن اموال مردم پيروى از شهوت مادى است كه اصلاح آن با بازگرداندن حقوق مردم بديشان امكانپذير است .
گاهى گناه سركشى در برابر ولايت است و اصلاح آن با چنگ زدن به ريسمان خداوندى امكانپذير است ، و گاهى نيز گناه ، شريك گرفتن براى خداست كه اصلاح آن نيز با اخلاص عمل صورت مىپذيرد و گاهى نيز تباه كردن حقّى است كه محترم مىباشد كه اصلاح آن نيز با ردّ آن به صاحبش شدنى مىباشد .
ب - پس هركه زن شوهردارى را به زنا متّهم كند و آنگاه به توبه روى آورد بايد كار خويش را اصلاح كند و شايد اين كار را بتواند با نيكوكارى به آن زن و بازگرداندن اعتبار اجتماعىِ او و طلب برائت ذمّه از او به جاى آورد . خداوند مىفرمايد :
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحَصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 6 ، ص 32 ، روايت 41 .
( 2 ) - سورهء نساء ، آيهء 146 .