« مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند . به نيكى فرمان مىدهند و از منكر باز مىدارند ، و نماز مىگزارند و زكات مىدهند و از خدا و پيامبرش فرمانبردارى مىكنند . خدا اينان را رحمت خواهد كرد ، خدا پيروزند و حكيم است . »
6 - برخى ديگر از صفات اجتماعى مؤمنان عبارتاند از : صبر ، و زدودن بدى با خوبى ، انفاق و روى بر تافتن از بيهودگى و پاسخ جاهلان را با سلام دادن . خداوند متعال مىفرمايد :
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ * وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ * أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ * وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ « 1 » .
« كسانى كه پيش از اين كتاب كتابشان داده بوديم بدان ايمان آورند * و چون بر آنان تلاوت شد گفتند :
بدان ايمان آورديم ، حقّى است از جانب پروردگار ما و ما پيش از آن تسليم بودهايم * اينان به سبب صبرى كه كردهاند دوبار پاداش داده شوند ، اينان بدى را به نيكى مىزدايند و نيز از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند * و چون سخن لغوى بشنوند ، از آن اعراض كنند و گويند : كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شما ، به سلامت بمانيد . ما خواستار جاهلان نيستيم . »
7 - از ديگر صفات اجتماعى و سياسى آنها اتّخاذ تصميمات شجاعانه مىباشد .
آنها بر خدايشان توكّل مىكنند و رنگ زندگى آنها پاك از پليديهاست و از زشتكاريهاى آشكار و نهان كناره مىگيرند وخودرا به فضايل مىآرايند وهرگاه خشمگين شوند درمىگذرند . آنها به خواست خداى خود پاسخ مىدهند و از پيامبر فرمان مىبرند و نماز اقامه مىكنند و امور خود را براساس شورى انجام مىدهند اين رنگ تصميمات ايشان در امور معيشتى آنهاست .
آنها از آنچه خدا بديشان روزى كرده انفاق مىكنند . آنها خدا را عزيز مىدانند و زندگى پست را براى خود برنمىگزينند و هرگاه ستمى برايشان رسيد قيام مىكنند و در برابر ظلم پايدارى مىكنند . خداوند متعال مىفرمايد :
فَمَا أُوتِيتُم مِن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى
هامش
( 1 ) - سورهء قصص ، آيات 52 - 55 .