« و زكريا را ياد كن آنگاه كه پروردگارش را ندا داد : اى پروردگار من ! مرا تنها وامگذار و تو بهترين وارثانى . دعايش را مستجاب كرديم و به او يحيى را بخشيديم و زنش را برايش شايسته گردانيديم . اينان در كارهاى نيك شتاب مىكردند و با بيم و اميد ما را مىخواندند و در برابر ما خاشع بودند . »
پ - امّا سبب دعاى او اين بود كه هرگاه نزد مريم به محراب او مىرفت ، در آنجا رزقى مىيافت و ميوه هايى پيدا مىكرد كه در آن فصل پيدا نمىشد و بدين ترتيب اطمينان او به خدا فزونى مىيافت و آرزوى بزرگ خود را در داشتن فرزند به خاطر مىآورد . خداوند مىفرمايد :
هُنالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ « 1 » .
« در آنجا بود كه زكريا ( با مشاهدهء آن همه شايستگى در مريم ) پروردگار خويش را خواند و عرض كرد :
خداوندا ! از طرف خود ، فرزند پاكيزهاى ( نيز ) به من عطا فرما ، كه تو دعا را مىشنوى . »
پنچ - حضرت لوط عليه السلام :
هنگامى كه سختيها بر لوط عليه السلام ، شدّت گرفت ، به پايهء استوارى پناه بُرد و به درگاه خدايش دعا كرد . او دو دعا داشت ؛
اوّل اينكه او و خانوادهاش را از عمل اين قوم تباه ، رهايى بخشد و دوّم اينكه او را برايشان پيروزى دهد . خداوند مىفرمايد :
رَبِّ نَجِّني وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ « 2 » .
« اى پروردگار من ! مرا و كسانم را از عاقبت عملى كه مىكنند رهايى بخش . »
آدمى ابتدا مىكوشد تا از آثار جامعهء فاسد ، رهايى يابد چنان كه يوسف نبى عليه السلام به درگاه خدايش دعا كرد كه خداوند او را از مكر زنان ، حفظ كند و آنگاه دعا مىكند كه برايشان پيروزى يابد . خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 38 .
( 2 ) - سورهء شعراء ، آيهء 169 .