تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايمان زيربناى شريعت (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ « 1 » . « و پروردگارتان اعلام كرد كه اگر مرا سپاس گوئيد بر نعمت شما مىافزايم و اگر كفران كنيد بدانيد كه عذاب من سخت است . » در روايتى از امام زين العابدين عليه السلام رسيده است كه به يكى از فرزندان خود فرمود : « فرزندم ! هركس به تو نيكى كرد ، شكر خداى را به جاى آور و بر كسى كه از تو سپاس گزارد نيكى كن كه هرگاه شكر كنى نعمت از ميان نمىرود و هرگاه كفر ورزى نعمتى باقى نمىماند و شاكر با شكر خود ، سعادتمندتر از خود نعمتى مىگردد كه شكر بدان واجب شده است . آنگاه حضرت عليه السلام آيه را تلاوت فرمود : وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . « 2 » » امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « خداوند نعمتى بر بنده‌اى ارمغان نكرد كه شخص آن را با قلبش دريابد و خداى را آشكارا با زبانش سپاس گويد ، مگر آن كه - پس از تمام شدن كلامش - دستور نعمت بيشترى را صادر فرمود . « 3 » » ت - به نظر مىرسد كه مقابلهء ميان دو واژه شكر و كفر به معناى اخصّ كلمهء كفر يعنى عدم شكر است ، و اين براساس آن است كه كفر به معناى انكار نعمتهاى الهى است ، زيرا آدمى گاهى همهء نعمتها را انكار مىكند و در نتيجه خداوند را انكار كرده است و براين اساس ، كافر خواهد بود ( به معناى معروف كفر ) ، و گاهى يكى از نعمتهاى خدا را به شيوه‌اى خاصّ ، انكار مىكند حال يا انكار عملى يا انكار نظرى ، يا انكار كلامى . به هر حال به قدر اين انكار ، شخص نسبت به آن نعمت ، كافر گشته است چنان كه به قدر اعتراف قلبى ، زبانى و عملى به نعمتها ، شخص مؤمن مىباشد . خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء ابراهيم ، آيهء 7 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 68 ، ص 49 ، روايت 66 . ( 3 ) - بحارالانوار ، ج 68 ، ص 40 ، روايت 28 .