إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ « 1 » .
« موسى را با آيات خود فرستاديم كه قوم خود را از تاريكى به روشنايى بيرون آر ، و روزهاى خدا را به يادشان بياور . و اين براى هر شكيباى شكرگزار ، عبرتهايى است . »
پيوند شكيبايى با شكر همان پيوند اشتراكشان در خاستگاهشان مىباشد كه همان روح مثبت گرا و احساس نعمتهاى خداوند سبحان بر انسان مىباشد ، زيرا هرچه شكر آدمى فزونى گيرد صبرش افزايش پيدا مىكند . مگر نه اين كه شخص شاكر ، نعمتها را احساس مىكند ؟ پس او از نظر روانى از آنها سيراب مىشود و نعمتهاى باقى مانده ، عاملى مىشوند كه پيوسته او را به هنگام از دست دادن هر چيزى ، تسلّى مىدهند . پس هر كس ، براى مثال ، در مالش به مشكلى برخورد حال آنكه خداى را بر عافيت جسمش ، شكر گزارد ، بر فقر ، شكيب ورزيده و مقاومت مىنمايد ، زيرا از نفسى خشنود و مطمئن برخوردار است و خود را به وسيلهء نعمت عافيت ، تسلّى مىبخشد .
پ - خداوند مىفرمايد :
. . . لِيُرِيَكُم مِنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ « 2 » .
« . . . تا خدا پارهاى از آيات قدرت خود را به شما بنماياند و اين براى مردم شكيباى سپاسگزار ، عبرتهاست . »
ت - صبر ، پردهء زمان را از برابر بصيرت آدمى برمىگيرد در حالى كه شكر ، پردهء غفلت ، نادانى و نسيان را از آدمى دور مىكند و اين هر دو در افزايش بينش انسان نسبت به حقايق و بويژه حقايق بزرگى مثل سنّتهاى الهى در ميان ملّتهاى گذشته مشترك هستند . خداوند مىفرمايد :
. . . فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ « 3 » .
« . . . و ما آنان ( مردم ناسپاس ) را داستانهايى ( براى عبرت ديگران ) قرار داديم و جمعيتشان را
هامش
( 1 ) - سورهء ابراهيم ، آيهء 5 .
( 2 ) - سورهء لقمان ، آيهء 31 .
( 3 ) - سورهء سبأ ، آيهء 19 .