بخش چهارم - شكرگزارى ، پيامد ايمان
اگر ايمان ، درخت سر به آسمان كشيدهاى باشد ، بايد شكر را از پاكترين ميوههاى خوشطعم آن دانست كه روان را در مركز خشنودى و آرامش دل قرار مىدهد و آدمى پيوسته رو به چنان بالندگىاى خواهد داشت سكون ناپذير .
مؤمن با خود آگاهى و آگاهى از ميزان فقر و ناتوانى خود و دانستن اينكه هر نيرو ، توان ، تصميم و نعمتهاى بىشمارى كه به او رسيده همگى از ارمغانهاى الهى هستند از ديگران متمايز مىشود . بدين ترتيب در بينش او شرارهء شكرگزارى از آگاهى او به نقص و ناتوانى خويش و آگاهى به كرانههاى نعمتهايى كه او را دربرگرفته شعلهور مىشود ، بگونهاى كه امام زين العابدين عليه السلام مىفرمايد : « خدايا پياپى آمدن نعمتهاى تو مرا از اداى شكرت به فراموشى كشانده . »
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود : « خداوند عزّ وجلّ به موسى عليه السلام وحى كرد كه : اى موسى ! مرا آن گونه كه بايد ، شكرگزار . موسى عليه السلام فرمود : خدايا ! چگونه بايد تو را آن گونه كه بايد ، شكر گزارم در حالى كه همان شكرى هم كه من به درگاه تو مىگزارم در واقع نعمتى است كه تو به من بخشيدى ؟ خداوند فرمود : اى موسى ! هم اينك تو مرا شكر كردى چون دانستى كه اين نيز از من است . « 1 » »
يك - از اين رو شكرگزارى در قرآن همراه با ذكر آمده است و خداوند تبارك
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 68 ، ص 36 روايت 22 .