و آن گونه كه خردمند انديشمند ، خواهان داروى سود بخش براى دفع آفتها و جلب سلامت است ، به مرگ عشق مىورزيدند . « 1 » »
چهارم - كفر ورزيدن به لقاء اللَّه ، سرچشمهء همهء تباهيها :
الف - كسانى كه لقاى خدا را اميد نمىبرند همان كسانى هستند كه به زندگىِ دنيوى خشنودند و آن را پايان آرزوهاى خود و نهايت آگاهى خويش مىشمرند و از همين رو آنها را در زيان و خسارت مىيابيم . خداوند متعال مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ لَايَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ * أُولئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ « 2 » .
« كسانى كه به لقاى ما اميد ندارند و به زندگى دنيوى خشنود شده و بدان آرامش يافتهاند و آنان كه از آيات ما ، بىخبرند * به كيفر كارهايى كه مىكردهاند جايگاهشان جهنّم است . »
در حديثى از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است كه فرمود :
« من ايمانى همراه با يقين نديدم كه به شك نزديكتر باشد نزد اين انسان ، او هر روز مردگانى را به قبر مىسپرد و آنان را تشييع مىكند و باز به فريبندگيهاى دنيا باز مىگردد ، و از شهوت و گناه بر نمىكند ، پس اگر آدم بيچاره گناهى نمىكرد كه پيوسته از او مىتراود و حسابى نمىداشت كه در برابر آن مسؤول باشد ، مگر مرگ كه تارو پودش را درهم مىريزد ، و اجتماعش را به جدايى مىگرايد و فرزندانش را به ماتم مىنشاند ، جاداشت كه از آن چيزى حذر كند كه خستگى و رنجش بيشتر است و ما از مرگ ، چونان غفلت مىكنيم همچون جماعتى كه گويى مرگ بر ايشان نازل نمىشود و به دنيا و شهوتهاى آن چونان گرائيدهايم چونان مردمانى كه يقين كردهاند در آنجا خواهند ماند و از ارتكاب گناه چنان غفلت ورزيدهايم چونان مردمانى كه حسابى را اميد نمىبرند و از كيفرى نمىهراسند . « 3 » »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 6 ، ص 156 ، روايت 12 .
( 2 ) - سورهء يونس ، آيات 7 و 8 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 6 ، ص 137 ، روايت 40 .