مىكند . و اسلام آنچيزى است كه در رفتار و گفتار رخ مىنمايد و همان چيزى است كه همهء فرقههاى مردم بر آن هستند و با آن خونها حفظ مىشود و ميراثها جريان مىيابد و نكاح جارى مىشود ، مردم بر نماز ، زكات ، روزه و حجّ اجماع دارند و با اينها از كفر خارج و به ايمان منسوب گشتهاند . اسلام با ايمان ، شريك نيست ، ولى ايمان با اسلام ، شريك است و اين دو در رفتار و گفتار با يكديگر گرد مىآيند ، چنان كه كعبه در مسجد هست ، ولى مسجد در كعبه نيست و به اين ترتيب ايمان ، اسلام را شامل مىشود ، ولى اسلام ، ايمان را شامل نمىشود و اين چنين است كه خداوند مىفرمايد :
قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ . . . « 1 » .
« عربهاى باديهنشين گفتند : ايمان آوردهايم . بگو : شما ايمان نياوردهايد ، ولى بگوئيد : اسلام آوردهايم ، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است . . . »
پس اين سخن پروردگار ، صادقترين ، سخن است . « 2 » »
سه - امام صادق عليه السلام از پدرش نقل مىكند كه فرموده است : اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
« ايمان بر چهار ركن استوار است : توكّل بر خدا ، وانهادن امور به خدا ، خشنودى به قضاى الهى و تسليم در برابر اوامر الهى . « 3 » »
چهار - طاعت ، شرط وابستگى به اهل بيت ( تشيّع ) است ، زيرا حقيقت تشيّع همان ايمان مىباشد . جابر از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه امام عليه السلام به من فرمود :
« اى جابر ! آيا اين كافى است كسى كه به تشيّع ، منتسب باشد تنها قائل به محبّت ما اهل بيت باشد ؟ به خدا شيعهء ما نيستند ، مگر كسانى كه تقواى خدا در پيش گيرند و از او فرمان برند ، و آنها اى جابر شناخته نمىشوند ، مگر با تواضع ،
هامش
( 1 ) - سورهء حجرات ، آيهء 14 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 65 ، ص 251 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 65 ، ص 341 ، روايت 12 .