براى او مفهومى در برنخواهد داشت . به همين سبب نفى بتها ( خدايان دروغين ) و كنار زدن طاغوت و نفى سلطهء راهبان و عالمان يهودى و كنار گذاشتن باور به ربوبيّت حضرت عيسى عليه السلام همگى از حقايق عبادت مىباشند .
همچنين امام صادق عليه السلام در روايتى « حنيفاً مسلماً » را : « آن گونه خالص و مخلص كه چيزى از عبادت بتها در آن يافت نشود . « 1 » » بر شمردهاند .
دو - هدف عبادت ، اوجگيرى روح به سوى قُلّه كمال عقلى و روانى است كه يقين ناميده مىشود و همچنين پرواز زندگانى به سوى قلّهء تسليم ، عملى است كه تقوى خوانده مىشود .
از همين جاست كه از على بن اسباط به نقل از امام رضا عليه السلام آمده است كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « خوشا به حال كسى كه عبادت و دعاى خود را براى خداوند ، خالص گردانيد ، و قلبش به آنچه ديدگانش مىبيند مشغول نشد و ذكر خدا را به آنچه گوشهايش شنيد به فراموشى نسپرد و سينهاش به آنچه به ديگرى داده شد غم به خود راه نداد . « 2 » »
بدين سان به نظر مىرسد كه يقين و تقوى هر دو در اوج ستيغ و در قلّهء تعالى قرار دارند ، اينك به خواست خدا دربارهء اين بينشها بيشتر سخن خواهيم گفت :
اوّل - توحيد خدا در عبادت :
الف - مفهوم ايمان حقيقى همان توحيد خداوند در عبادت است ، مفهومى كه رسالت همهء پيامبران از رهگذر تمام فراخوانها و همهء ارزشهاى والايى كه به ارمغان آوردند در آن خلاصه مىشود .
خداوند مىفرمايد :
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُم مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ « 3 » .
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 2 ، ص 15 .
( 2 ) - كافى ، ج 2 ، ص 16 .
( 3 ) - سورهء هود ، آيهء 2 .