و چونان روحش در اندامهاى خويش برميد ، بر تمام جريانهاى خويش فرمانرواييش بخشيد ، و آن را آبشخورى براى لحظهء ورود ، شفاعت گرى براى دستيابى به آرمانها ، پسرى براى روزترس ، چراغى براى اعماق گورها ، آرامشى براى وحشتهاى طولانى ، و گشايش و راه تنفسى براى جايگاههاى پر اندوه خويش قرار دهيد . چرا كه در برابر پرتگاههايى كه انسان را از همه سو در ميان گرفتهاند ، در برابر ترسهايى كه هر آن در انتظارشان است و در برابر آتشهايى كه از هر سو زبانه مىكشند ، اطاعت خداوند ، دژى نگاهدار است . و چنگ يازيدهء به تقوى را سختيهاى زمانه - ازپس بسيار نزديك شدن - دور ، وجريانها - پس از گذر تلخيها - شيرين ، موجهاى خطر - از پس انباشتگى - باز و دشوارىها - پس از آسيب رنجها - آسان مىشود ، و از پى خشكسالىهاى بسيار ، ابر كرامت بر او فرومىبارد ، درپى سركشى ، مهر و رحمت به دو مىگرايد ، و پس از فروخشكيدن ، چشمهء نعمتهايش از نو جوشيدن مىگيرد و درپى تك باريدنهان ، با آن بركتش تندبار و رگبار مىشود . « 1 » »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 198 .