روبرو شويد نه با يك نيروى مسلّح - چنان كه در داستان معروف جنگ بدر چنين شد - ، زيرا آنها مىخواستند به كاروان بازرگانى حمله كنند نه به نيروهاى نظامى ، ليكن آدمى بايد تكامل يابد و به حق و ايمان برسد . خداوند مىفرمايد :
. . . وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ .
گاهى رويارويى نظامى كارى بهتر و برتر است ، زيرا بدان منجر مىشود كه ريشهء كافران قطع گردد و رسالت الهى انتشار يابد .
3 - به طور كلّى جنگ ، پديدهاى است كه انسان آن را ناخوش مىپندارد ، زيرا در بردارندهء خطر و نابودى است ، ولى گاهى ضرورت مىيابد ، چرا كه جنبهء دفاعى پيدا مىكند و موجب ريشه كن شدن فتنه مىشود . پس ناگريز بايد مؤمن آن را خوش بدارد و بدان تن در دهد . خداوند مىفرمايد :
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ « 1 » .
« جنگ بر شما مقرّر شد در حالى كه آن را ناخوش داريد . شايد چيزى را ناخوش بداريد و در آن خير شما باشد و شايد چيزى را دوست داشته باشيد و برايتان ناپسند افتد . خدامى داند و شما نمىدانيد . »
بدين ترتيب آدمى بايد بر محور حق بگردد نه بر محور هوى و هوس و حب و بغض . اين از نشانههاى مؤمن است چنان كه دراين حديث آمده است :
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود :
« اصل طاعت الهى ، شكيبايى و خشنودى از خداست ، در آنچه بنده دوست دارد يا ناخوش مىشمرد ، و بنده از خدا در آنچه دوست مىدارد يا ناخوش مىشمرد راضى نمىشود مگر آن كه درآنچه دوست مىدارد يا ناخوش مىشمرد ، خير او نهفته باشد . « 2 » »
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 216 .
( 2 ) - كافى ، ج 2 ، ص 60 .