به نظر مىرسد اين از ويژگيهاى ولايت الهى است ، زيرا پيوندى است ميان شخص و خدايش ، پس چرا بايد منتظر ديگران بود . خداوند مىفرمايد :
قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّاً فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ « 1 » .
« بگو : آيا ديگرى جز خدا را به دوستى گيرم كه آفرينندهء آسمانها و زمين است و مىخوراند و به طعام نيازى ندارد ؟ بگو : هر آينه من مأمور شدهام كه نخستين كسى باشم كه تسليم امر خدا شده باشد ، پس از مشركان مباش . »
درست است كه اين امر ، متوجّه پيامبر اكرم است ، ولى به او اختصاص ندارد و معمولًا خطابهاى قرآن به پيامبر ، هر مسلمانى را در برمىگيرد ، خواه به صيغهء امر باشد يا نهى ، چنان كه دراين آيه آمده است :
2 - قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءَنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ « 2 » .
« بگو : مرا نهى كردهاند كه چيزهايى را كه سواى خدا مىپرستيد ، پرستش كنم در حالى كه از جانب پروردگارم براى من دلايلى روشن آمده است و به من فرمان دادهاند كه در برابر پروردگار جهانيان تسليم باشم . »
3 - خداوند مىفرمايد :
لَاشَرِيكَ لَهُ وِبِذلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ « 3 » .
« او را شريكى نيست . به من چنين امر شده است و من از نخستين مسلمانانم . »
چهاردهم - تسليم در برابر آنچه نفس ، ناخوش مىدارد :
1 - در غالب موارد ، تسليم با هوى و هوسهاى نفسانى همسو نيست . پس
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ، آيهء 14 .
( 2 ) - سورهء غافر ، آيهء 66 .
( 3 ) - سورهء انعام ، آيهء 163 .