« گفتند : براى ما سخن حقى آوردهاى ، يا ما را به بازى گرفتهاى ؟ »
بدين ترتيب حق با بازى تناسب ندارد ، زيرا مقولهاى جدّى است كه هيچ گونه لهوى بدان راه پيدا نمىكند .
41 - حق به طور كلّى با جنون منافات دارد ، ليكن كافرانى كه تحمّل جدّى بودن و مبارزهطلبى با پيامبران را ندارند معمولًا ايشان را به جنون متّهم مىكنند . خداوند مىفرمايد :
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ . . . « 1 » .
« يا مىگويند كه ديوانه است ؟ نه ، پيامبرشان با دين حق بر آنها مبعوث شد . . . »
42 - نشانههاى حق ، همهء آفاق و جانها را آكنده است . پس همهء سنّتهاى حاكم در هستى و فطرت با منطق در ژرفاى وجود ما ، به حقانيّت قرآن گواهى مىدهند . زيرا آن منعكس كنندهء اين سنّتها و فطرت به گونهاى كاملًا آشكار است . خداوند مىفرمايد :
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ . . . « 2 » .
« زودا كه آيات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهيم داد تا برايشان آشكار شود كه او حق است . . . »
43 - رسالت حق را رسولى از نزد خدا بر دوش مىكشد كه حق را آشكار را بيان مىكند تا ديگر جايى براى توجيه و ترديد باقى نماند . خداوند مىفرمايد :
بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى جَاءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُبِينٌ « 3 » .
« و من اينان و پدرانشان را از زندگى بهرهمند كردم تا آنگاه كه حق و پيامبرى روشنگر به سويشان آمد . »
44 - اگر آدمى به خدا و آياتى كه به حق بر او تلاوت مىشود ايمان نياورد ديگر هيچ چيز سزاوار ايمان نيست . خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء مؤمنون ، آيهء 70 .
( 2 ) - سورهء فصّلت ، آيهء 53 .
( 3 ) - سورهء زخرف ، آيهء 29 .