تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً
يعنى : آنها سخن انكار شده‌اى ميگويند كه شرع آن را انكار مىكند ، و نيز دروغ و خلاف واقع است ، طبرسي در بارهء « منكرا » فرموده : « لا يعرف في الشرع » .
وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ
اشاره است به اينكه خداوند با جعل كفّاره از اين گناه گذشته و چارهء آن را كرده است ، « عفو » يعنى بسيار عفو كننده . 3 -
وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا
. در اين آيه و آيهء بعدى اقسام كفّاره ظهار بيان شده است ، منظور از عود ، ارادهء مقاربت است ، و منظور از
لِما قالُوا
مفهوم گفتهء آنهاست يعني بر مىگردند براى مقاربت به زنى كه او را مادر خود قرار داده‌اند ، طبرسى رحمه اللَّه فرموده : آنچه ائمهء هدى از آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله گفته‌اند آنست كه مراد از عود ارادهء مقاربت و نقض سخنى است كه گفته بود .
فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ
يعنى : « فلهم تحرير رقبة » جملهء بعدى حاكى است كه آزاد كردن بنده بايد پيش از مقاربت باشد « رقبه » مطلق است شامل بندهء مؤمن و كافر هر دو مىشود ولى از روايات معلوم مىشود كه مراد بندهء مؤمن است ، نظير روايت محمّد بن مسلم كه در وسائل الشيعه نقل شده : « محمّد بن مسلم عن احدهما عليهما السلام في حديث الظهار قال و الرقبة يجزى عنه صبى ممن ولد في الاسلام » . « 1 » با وجود اين ، مسئله مورد دقت و مربوط به فقه است ، از بعضى روايات معلوم مىشود : اصلا آزاد كردن غير مسلمان در كفارات جايز نيست .
ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
. اين جمله نشان مىدهد كه سفارش به كفاره ، روى علم خدا به كار آنهاست
هامش
( 1 ) وسائل ج 25 كتاب كفارات باب هفتم .