تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمدند حضرت چون ديد كه از شدت گرسنگى مىلرزند فرمود : چقدر ناراحتم مىكند حالى كه در شما مىبينم ، با آنها به منزل فاطمه عليها السّلام آمد او را در محرابش ديد كه پشتش به شكمش چسبيده ( شكمش به پشتش ) و چشمانش به گود رفته است از ديدن آن وضع ناراحت شد ، جبرئيل نازل گرديد و گفت ، يا محمّد بگير اين سوره را ، خدا تو را در بارهء اهل بيتت به تو تحيت فرموده است . آن گاه تمام سوره را بر آن حضرت خواند . طبرسى رحمه اللَّه آن را با كمى تفاوت در مجمع البيان نقل كرده و در آخر آن آمده : « و نزل جبرئيل بسورة هل اتى » . در تفسير برهان از تفسير علىّ بن ابراهيم قمى نقل شده گويد : پدرم از عبد اللَّه بن ميمون قداح از امام صادق عليه السّلام نقل كرده : در نزد فاطمه عليها السّلام مقدارى جو بود آن را عصيده « 1 » كردند چون پخت در پيش خود گذاشتند كه بخورند ، مسكينى آمد و گفت : خدا شما را رحمت كند مرا اطعام كنيد از آنچه خدا روزيتان داده است ، على عليه السّلام برخاست ، ثلث طعام را به او داد ، كمى نگذشت كه يتيمى آمد و گفت : خدا شما را رحمت كند ، از آنچه خدا داده مرا اطعام كنيد على عليه السّلام برخاست ثلث دوم طعام را به او داد ، آن گاه اسيرى آمد و گفت : رحمكم اللَّه اطعمونا ممّا رزقكم اللَّه ، على عليه السّلام برخاست ثلث بقيهء را به او داد و از آن عصيده چيزى نخوردند ، خدا در اين باره نازل كرد
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً
تا
وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً
. اين در باره امير المؤمنين عليه السّلام نازل شد ولى آن در هر مؤمن جارى است كه مثل اين كار را براى خدا انجام دهد . مرحوم طبرسى نيز اين روايت را از على بن ابراهيم نقل كرده و در آخر
هامش
( 1 ) عصيده آنست كه مقدارى روغن با جو آميخته و مىپزند .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 466 | على اكبر قرشى بنابى