مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
انعام / 59 ،
فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ
يونس / 20
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
هود / 123 ، در همهء قرآن فقط در آيه گذشته پيامبران استثنا شدهاند ، آياتى نظير :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ
يوسف / 102 نيز در جاى استثناى فوق هستند .
نتيجه آنكه : علم غيب مخصوص خداست پيامبران و امامان نيز با تعليم خدا مىدانند و اين مخالف مخصوص بودن به خدا نيست ، خداوند بسيارى از غيب را به رسول خودش آموخت ، آن حضرت نيز به اوصياء خودش عليهم السّلام تعليم فرمود :
هر وقت از آنها سؤال مىشد كه آيا علم غيب مىدانيد ؟ جواب مىدادند : نه ، اين علمى است كه خدا به رسولش و او به ما تعليم فرموده است .
در كافى بابى منعقد كرده تحت عنوان « باب نادر فيه ذكر الغيب » در آنجا از معمر بن خلاد نقل كرده كه از موسى بن جعفر عليه السّلام پرسيد آيا علم غيب مىدانيد ؟ جواب داد كه ابو جعفر عليه السّلام فرمود : علم براى ما بسط مىشود پس مىدانيم و فشرده مىشود پس نمىدانيم و فرمود : سرّ خداست كه به جبرئيل گفته و جبرئيل . به محمّد صلّى اللَّه عليه و آله گفته و محمّد صلّى اللَّه عليه و آله به آنكه خواسته ياد داده است :
« و قال سر اللَّه عز و جل اسره الى جبرئيل عليه السّلام و اسره جبرئيل الى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و اسره محمّد الى من شاء »
روايات ديگر نيز از اين قبيل است .
در نهج البلاغه مىخوانيم كه آن حضرت از آمدن چنگيز و لشكريانش خبر مىداد و از كثرت كشتار بازگو مىكرد ، بعضى از يارانش گفت : يا امير المؤمنين به شما غيب داده شده است .
امام صلوات اللَّه عليه تبسم كرد و فرمود : آن علم غيب نيست بلكه ياد گرفتن از عالم است . . . غير از اينها علمى است كه خدا به رسولش تعليم فرموده : او نيز به من ياد داده و دعا كرده كه سينهام آنها را در خود جاى دهد :
« يا اخا كلب