مسمى ( معين ) مىرسد ، مثلا قوم نوح با اجل مشروط از بين رفتند و عمرشان كم شد و جلو آمد ، اين در ذيل
ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ
انعام / 2 روشن گرديد .
چهارم : اعمال نيك و بد در طولانى شدن و كوتاه شدن عمر انسان اثر دارد در اين زمينه آيات و روايات زيادى رسيده است و در ذيل
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
رعد / 39 توضيح داده شد ، تغيير سرنوشتها براى اولين بار در قرآن كريم و روايات ائمّه صلوات اللَّه عليهم اجمعين با تعبير « بداء » عنوان شده است .
پنجم : منظور از
أَجَلَ اللَّهِ
اجل مشروط است كه با فراهم آمدن شرائط حتمى و غير قابل برگشت مىشود
إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ
.
ششم : چون درك اين گونه مطالب بسيار ضرورى است لذا با تمنى ( اى كاش ) فرموده :
لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
.
5 و 6 -
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً
از اين آيات شكايت آن حضرت به درگاه خدا از دست قومش شروع مىشود دعوتش همان بود كه در آيه سوم و چهارم گذشت ،
لَيْلًا وَ نَهاراً
حاكى از ادامه است .
فرار به معنى تمرد و عدم قبول مىباشد ، حرف حق به نااهل هر چه بيشتر گفته شود بر عصيان او مىافزايد ، نظير
. . . وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
اسراء / 82 .
7 -
وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
اشاره است به شدت انكار و جهالت آنها تا جايى كه با شنيدن كلمات آن حضرت