4 - تا از گناهان شما بيامرزد و شما را تا اجل معين تأخير اندازد كه اجل خدا چون بيايد تأخير نمىشود اى كاش مىدانستيد .
5 - گفت : پروردگارا من قوم خويش را شب و روز دعوت كردم .
6 - دعوت من بر آنها جز فرار نيفزود .
7 - و من هر وقت كه دعوتشان كردم تا آنها را بيامرزى ، انگشتان را در گوشها كردند و لباسشان را به سر كشيدند و تكبر كردند تكبر بزرگى ! !
كلمهها
اصابع : انگشتان ، مفرد آن اصبع است .
استغشوا : استغشاء : پوشاندن « استغثى ثوبه : تغطى به » به قول راغب : لباس را براى خود غاشيه و پرده قرار داد .
اصروا : اصرار : ادامه دادن به گناه ، صر : بستن و گره زدن گويى گناهكار گناه را به گناه مىبندد و ادامه مىدهد .
شرحها
در اين آيات بعثت نوح عليه السّلام و دعوت او و مقدارى از شكايتش به درگاه خدا نقل شده است .
1 -
إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
.
به نظر مىآيد : منظور از عذاب ، عذاب دنياست چنان كه از آيات بعدى نيز روشن مىشود و يا منظور عذاب دنيا و آخرت هر دو است و نيز روشن مىشود كه وقوع عذاب حتمى بوده است ،
أَنْ أَنْذِرْ . . .
تفسير « ارسلنا » است يعنى نوحا و اوحينا اليه ان انذر . . . » .