2 و 3 -
قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ
.
كلمه
نَذِيرٌ مُبِينٌ
اجمال دعوت و
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ . . .
تفصيل آن مىباشد از « اعبدوا اللَّه » معلوم مىشود كه قوم او به وجود خدا عقيده داشته ولى بت - پرست بودهاند ، در گذشته گفتهايم اختلاف ميان پيامبران و مشركان در وجود خدا نبود ، بلكه اختلاف در پرستش و عبادت خدا بود .
به هر حال « اعبدوا اللَّه » دعوت به توحيد و « اطيعون » دعوت به رسالت است . و شايد « و اتقوه » دعوت به معاد باشد ، چون بدون عقيده به معاد ، تقوى معنى ندارد چنان كه در الميزان فرموده است .
4 -
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
.
نتيجه عبادت خدا و اطاعت از نوح عليه السّلام است در اينجا چند مطلب ياد آورى مىشود . اول « يغفر لكم - يؤخركم » جواب شرط محذوفند و تقدير آن « ان تطيعوا اللَّه يغفر لكم . . . » مىباشد .
دوم : « من » در
مِنْ ذُنُوبِكُمْ
اگر براى بيان باشد اشاره به غفران همه گناهان قبل از ايمان است نظير شرك و گناهان ديگر و اگر براى تبعيت باشد باز شامل همه آنهاست .
زيرا به حكم
« الاسلام يجب ما سبق »
بايد همه آنها آمرزيده شود ، در اين صورت بعضيت نسبت به گناهان بعد از ايمان است كه حساب ديگرى دارند ، الميزان تبعيض را قبول دارد .
سوم : براى هر يك از انسانها يك اجل حتمى است و يك اجل مشروط ، كه در صورت وجود شرايط انسان يا امت با آن از بين مىروند و گرنه انسان به اجل