فرمود : نه بلكه در منزل زينب شربت عسل خوردهام و هرگز از آن نخواهم خورد آيات سوره در اين زمينه نازل گرديد .
نگارنده گويد : از
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ
معلوم مىشود كه حضرت قسم خورده كه از آن نخورد و با قسم آن را بر خود حرام كرده است .
در تفسير برهان از تفسير قمى از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : . . . عايشه و حفصه بر رسول خدا عليه السّلام از بالا نگاه كردند و آن حضرت با كنيزش ماريهء قبطيه خلوت كرده بود ، فرمود : به خدا سوگند ديگر با او نزديكى نمىكنم خدا به آن حضرت دستور داد كه از سوگند خويش كفاره بدهد .
در ضمن روايت ديگرى از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده :
« فقل انما حرم عليه جاريته مارية القبطيه و حلف ان لا يقربها و انّما جعل على النبى الكفارة في الحلف و لم يجعل عليه في التحريم » .
اينكه آن حضرت قسم خورد كه با ماريه نزديكى نكند و بخواهد عايشه و حفصه از او دلخوش باشند و يا بفرمايد : اين جريان را به كسى نگوئيد به شما مژده مىدهم كه پدرتان بعد از من خليفه خواهند شد . بسيار بعيد است و اللَّه العالم .
آنچه در باره شربت عسل و مغافير نقل شد مقبولتر به نظر مىرسد .
در ضمن ، از آيات معلوم مىشود كه عائشه و حفصه حرمت نبوت را مراعات نكرده و آن حضرت را بسيار ناراحت كردهاند ، او رسول خدا بود ، مىخواست حاكميت اللَّه را پياده كند ، و اينها بىخبر از همه جا با عقيدهها و فتنههاى زنانه حضرت را ناراحت مىكردهاند .
چنان كه از صيغههاي تثنيه در
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ