فقدان و خطر آينده است ، ولى حزن در زمينهء كمبود حاليّه است ، به عبارت ديگر : انسان محزون مىشود زيرا كه احساس مىكند الان كمبود دارد ، و مىترسد از اينكه در آينده با خطر و بدبختى مواجه شود .
لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ
به معناى واقعى آن فقط در بهشت قابل پياده شدن است زيرا در آنجا نه كمبود هست و نه فقدان آينده ، اين تعبير كه در بعضى از آيات راجع به دنيا آمده است به طور نسبى مىباشد .
69 و 70 -
الَّذِينَ آمَنُوا بِآياتِنا وَ كانُوا مُسْلِمِينَ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ تُحْبَرُونَ
.
آيه اول بدل يا صفت « عباد » است ،
كانُوا مُسْلِمِينَ
در جاى « عملوا الصالحات » مىباشد « آياتنا » شامل همه آيات نازله بر انبياء و ظاهرا آيات تكوينى را نيز شامل است .
منظور از ازواج زنان مؤمنه است ، به نظر بعضى حور العين مراد است ولى آنها از اول در بهشتند . « تحبرون » حال است از
أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ
يعنى در حالى كه مسرور هستيد و اثر سرور در قيافهتان ظاهر است .
71 -
يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ
.
اطافه و گردانيدن به وسيله غلمان و خدمتگزاران بهشت خواهد بود
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ
واقعه / 17 ،
ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ
شامل همه مشتهيات مادى و
تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
راجع به مناظر عالى است ، علت نسبت اشتهاء با نفس و لذت به چشمها روشن است ، نسبت لذت به چشم ، نسبت به سبب مىباشد .
الميزان فرموده : التفات به غيبت در
يُطافُ عَلَيْهِمْ . . .
براى تفخيم است ، يعنى جا دارد كه به ديگران مقام آنها نقل شود ، طبرسى رحمه اللَّه فرموده :