تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
خدا نيستى ؟ فرمود : آرى . گفتم : آيا ما بر حق و آنها بر باطل نيستند ؟ فرمود : آرى . گفتم : پس چرا چنين چيز ناپسند را در دين خود قبول كنيم ؟ « 1 » فرمود : من رسول خدايم مخالفت او نمىكنم او مرا يارى خواهد كرد . گفتم : مگر قبلا به ما نمىگفتى ما به كعبه مىآئيم و كعبه را طواف مىكنيم ؟ فرمود درست است ولى مگر گفتم امسال چنين مىشود ؟ گفتم : نه ، فرمود تو به كعبه مىآيى و آن را طواف مىكنى ، آن گاه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شترى را نحر كرد و دستور داد سرش را تراشيدند از احرام بيرون آمد مسلمانان نيز چنان كردند سپس با مسلمانان به مدينه مراجعت فرمودند ، بوقت مراجعت در كراغ الغميم سورهء فتح نازل شد ، حضرت با نزول آن مسرور گرديد و فرمود : از همه دنيا بر من محبوبتر است ( مجمع البيان ) . ناگفته نماند : چنان كه از الميزان نقل شد : همه اين شروط به نفع مسلمانان بود ، عوض كردن چند كلمه كه مسلمانان تعصب به خرج مىدادند چندان مهمّ نبود ، به حق اين پيش آمد فتح آشكارى بود كه خداوند سبحان آن را
فَتْحاً مُبِيناً
ناميد .
هامش
( 1 ) اين سخن بعد از آن بود كه ابو جندل پسر سهيل به طرف مسلمانان فرار كرد حضرت فرمود : برگرد ، خداوند به تو فرج خواهد داد ، او در پناه چند نفر كه او را اذيت نكنند به مكه بازگشت .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 218 | على اكبر قرشى بنابى