تخلّف است خدا خواسته انسان مشروب نخورد ولى مىخورد ، خدا خواسته انسان نماز بخواند ولى نمىخواند ، مسألة پرستش ملائكه و غيره از موارد اراده تشريعى است ، اين سخنشان حتى ابطال نبوت را نيز نتيجه مىدهد كه چون خدا خواسته مشرك شوند پس چرا پيامبر فرستاده و نهى مىكند ؟ نظير اين مطلب در سورهء انعام / 148 و سورهء نحل / 35 نيز گذشت . لذا در جواب فرموده : به اين سخن علمى ندارند از روى حدس يا دروغ مىگويند .
21 -
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ
.
تأكيد رد سابق و اشاره است به اينكه دليل نقلى هم ندارند « ام » به معنى همزهء انكار مىباشد ، ضمير « قبله » راجع به قرآن است .
22 -
بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
« بل » اعراض است از مفاد آيه قبلى ، يعنى دليلى از وحى ندارند ، بلكه عمل پدرانشان را دليل قرار مىدهند .
منظور از « امة » دين و طريقه است كه مورد قصد واقع مىشود ، مراد از آثار ، همان عمل و طريقه آنهاست كه گفتند : ما با پيروى آنها هدايت يافتهايم ، گويند : « آثارهم » خبر « إنّا » است و « مهتدون » تقديرش « مهتدون بهم » مىباشد .
ناگفته نماند : تمسك به عاطفه چنان بىپايه است كه احتياج به جواب ندارد ، لذا در آيه بعدى نيز اين سخن را از ديگران نقل كرده سپس مىگويد
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ
بىآنكه جواب بياورد .
23 -
وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
.
يعنى : اين منطق غلط از پيشينيان به آنها رسيده است ، اين منطق نيز ساخته مترفين بوده است كه نخواستهاند از پيامبران پيروى كنند
وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ . . .