مترفوها : ترف : نعمت . مترف : ثروتمند . يعنى ثروتمندى كه نعمت او را به طغيان و بىبند و بارى كشيده است منظور پيشوايان ستمگر و ثروتمندان عياش است .
شرحها
در اين آيات مقدارى از اسراف مشركان و بدعتهايشان نقل و ردّ شده است كه مىگفتند :
1 - خدا فرزند دارد ، فرزند حقيقى .
2 - ملائكه زنان هستند و دختران خدا مىباشند .
3 - ما كه ملائكه را عبادت مىكنيم با اراده و مشيت خداست .
4 - حقيقت آنست كه در عبادت آنها از پدران پيروى كردهاند ، دليلى بر كار خويش ندارند ، بلكه به عاطفه چسبيدهاند .
15 -
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ
منظور از جزء فرزند است و آن حاكى است كه نظرشان فرزند حقيقى و به طور زائيدن بوده غرض از
مِنْ عِبادِهِ
ملائكه است چنان كه خواهد آمد .
ناگفته نماند : اين كار محال است و سبب تركب ذات خداوندى است ، خدا از جميع جهات واحد است ، محال است كه واجب الوجود مادى و مركب باشد ، وانگهى بندهء خدا چطور جزء خدا تواند بود ، فرزند بايد از جنس پدر باشد .
منظور از كفران شايد پوشاندن واقعيات و حقائق باشد يعنى : انسان نسبت به واقعيات منحرف كنندهء آشكارى است .
16 -
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ
؟
اين آيه و دو آيه بعدى در رابطه با آنست كه : چيزى را كه بر خود نمىپسندند به خدا نسبت مىدهند ، اگر آنها اهل عقل بودند لا اقل مىگفتند : ملائكه