باشد به معنى توجه و پرداختن به كار رود .
مقرنين : قرن ( بر وزن عقل ) : جمع كردن . اقران : اطاقه و توانايى .
« اقرن الامر : اطاقه » على هذا « مقرنين » به معنى : توانايان است .
شرحها
در اين آيات ابتدا موقعيت و عظمت قرآن بيان شده آن گاه از سنت الهى سخن رفته كه اعراض مردم جلو سنّت خدا را نمىگيرد ، بلكه خدا به ارسال رسل و انزال كتب ادامه مىدهد و مستهزءان را تار و مار مىكند .
سپس در شش آيهء اخير ، آفرينش جهان و تدبير آن ياد آورى شده كه يعنى :
مشركان با آنكه آفرينش و تدبير خدا را اذعان دارند باز از خدا و فرمودههاى او اعراض مىكنند و يا منظور آنست كه : خدا از آفريدن وسائل زندگى غفلت نكرده از هدايت شما نيز غفلت نمىكند .
1 تا 3 -
حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
.
در همه حواميم بلا فاصله سخن از قرآن است و آن حكايت از نوعى هماهنگى ميان آنها دارد ، مگر سورهء شورى كه در آن نيز
كَذلِكَ أَوْحَيْنا
آمده است .
« المبين » به معنى بيان كنندهء راه هدايت يا به معنى آشكار و قابل فهم است
إِنَّا جَعَلْناهُ . . .
جواب قسم است ، منظور از « عربيا » اگر لغت عرب باشد معنى چنين مىشود : ما آن را به زبان عربى نازل كرديم تا بفهميد « لعل » در اين گونه موارد معنى تعليل مىدهد نه اميد .
در قاموس قرآن گفتهام : اخفش و كسايى بر تعليل بودن آن تصريح كردهاند آيهء
إِنَّا جَعَلْناهُ . . .
حاكى است كه قرآن حقيقتى ما وراء عربيت دارد و آن از درك عقول بالاتر است چنان كه در آيهء بعدى خواهد آمد .