أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ . . .
حاكى است كه خودت را دربارهء اسلام آوردن آنها به فشار ميانداز كه عذاب بر آنها حتمى شده است ، على هذا جملهء
أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ . . .
استيناف است ، به قولى تقدير آن : « أ فمن وجب عليه وعيد اللَّه بالعقاب أ فأنت تخلّصه من النار » است تكرار استفهام براى تأكيد مىباشد .
20 -
لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعادَ
.
نقطهء مقابل آيه سابق است ، نكره آمدن « غرف » دال بر تفخيم است ، ممكن است « مبنية » اشاره به مستقل بودن آنها باشد درباره انهار بهشتى در بقره / 25 توضيح داده شده و در سوره قتال نيز خواهد آمد ،
وَعْدَ اللَّهِ
مفعول مطلق و در جاى فعل خود قرار گرفته است يعنى « وعدهم اللَّه تلك الغرف وعدا » جملهء اخير حكايت از حتمى بودن غرفهها و پاداشهاست كه وعدهء خدا تخلف پذير نيست .