را يك افسانه گرداند كه خدا در اين صورت از واجب الوجود بودن مىافتد . لذا ضرورى بود كه قرآن در رد اين خرافهها پافشارى نمايد .
آن گاه ملائكه معرفى شدهاند كه آنها دختران خدا نيستند ، بلكه داراى
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
هستند . سپس باز به شرح حال مشركان باز گشته است .
149 - 150 -
فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ
.
مشركان مىگفتند : ملائكه دختران خدا هستند ، اين در بسيارى از آيات آمده است
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ
نحل / 57 ،
أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ
/ 39 و چون آنها از پسران خرسند بودند و از دختران بيزارى مىجستند ، لازمه اين سخن آن بود كه به خدا هم آنچه را كه خوش داشتند نسبت بدهند . نبايد فكر شود كه آيه ، دختران را ناپسند مىداند بلكه در مقام توبيخ به مشركان مى گويد : شما كه پسران را خوش داريد لازم بود به خدا آنچه را كه خوش داريد نسبت بدهيد . آيه :
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ . . .
مطلبى ديگر است و آن اينكه ملائكه را مؤنث مىدانستند ، لفظ « خلقنا » نشان مىدهد كه دختر خدا بودن در اين آيه مطرح نيست .
نظير :
وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ
زخرف / 19 .
151 - 152 -
أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
.
لفظ
وَلَدَ اللَّهُ
صريح است در اينكه عقيده داشتند كه نعوذ باللّه خدا فرزند زائيده است نظير آيهء سابق و نظير
وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ
انعام / 100 ولى اين سخن ، افك و برگرداندن قول از حق به باطل است و آنها