مىآيد مراد موسى آنست كه خدا از حال من با خبر است ، اگر من جادوگر بودم و فريبكار بودم هدايت و سعادت و سخنان حق نمىآوردم ولى خدا از حال من آگاه است كه من هدايت آوردهام ، به عبارت ديگر : جادوگر و فريبكار پيوسته امر به بدكارى مىكند ولى من امر به توحيد و سعادت مىكنم چگونه جادوگر خواهم بود .
مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ
فكر مىكنم در رابطه با
أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ
است كه گذشت يعنى خدا به من وعدهء پيروزى داده ، بالاخره موفق خواهم شد اين با جادوگرى چگونه مىسازد با آنكه جادوگر ظالم و در قانون خدا ، ظالمان را رستگارى نيست اگر فرض كنيم كه موسى عليه السلام اين سخن را بعد از غلبه بر ساحران فرموده است معنى آيه روشنتر خواهد شد .
و اللَّه اعلم . « 1 » 38 -
وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ
.
پيداست كه اين سخن را فرعون براى منحرف كردن افكار و ظاهرا بعد از مغلوب شدن ساحران گفته است تا قدرت پوشالى خود را حفظ كند و گرنه آن خبيث مىدانست كه اين كار شدنى نيست ، اما خواسته بگويد : معبود شما مردم من هستم ، موسى ادعا مىكند كه معبود او در آسمان است ، صبر كنيد آسمان خراشى بسازم و بر آن بالا روم و بر خداى موسى دست يابم ، مانند ياوهء ديگرش كه گفت :
وَ نادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ
زخرف / 51 .
هامش
( 1 ) على هذا منظور از « الدار » دنيا است .