تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
نيست مثلا آن گاه كه مىگوئيم دامن همت بر كمر به بند ، نظر به بستن دامن به كمر نيست ( ترجمه آزاد ) . الميزان با توجهى كه كرده : بعيد نمىداند كه آن ، امر به خضوع و تواضع باشد به نظر نگارنده مراد از آن كنار گذاشتن خوف و مصمم شدن در كار است زيرا موسى بنا بود انداختن عصا و بيرون آوردن دست خود را چندين بار عملى كند و لازم بود بدون واهمه با فرعون و درباريان گفتگو نمايد اينها با خوف و ترس عملى نبودند ، احتمال دارد
مِنَ الرَّهْبِ
بيان جناح باشد يعنى طرفى و حالتى كه از خوف دارى به طرف خودت جمع كن ، فقط تو باشى نه تو و حالتى از ترس و اللَّه العالم .
فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
. يعنى اين دو عصا و يد بيضاء دو برهان و دو معجزه است براى نبوت تو از جانب خدايت
إِلى فِرْعَوْنَ
مىشود متعلّق به « برهانان » و مىشود به فعل مقدر باشد مثل « ارسلناك » جملهء
إِنَّهُمْ كانُوا . . .
تعليل ارسال موسى است . 33 -
قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
. آيات بعدى نشان مىدهد كه نظر موسى خوف از مرگ نيست بلكه خوف از آنست كه او را بكشند و نتواند رسالت خود را انجام دهد ، لذا همراهى برادرش را خواستار مىشود كه در تبليغ رسالت موفق گردد . 34 -
وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ
. اين سخن تكميل سخن سابق است يعنى اگر برادرم با من باشد او گفته‌هاى مرا با بيانى فصيحتر بيان مىكند ، غرض از « يصدقنى » ظاهرا بيان مطلب موسى در قالب آشكارترى است .
إِنِّي أَخافُ . . .
شايد معنايش آن باشد