ادامه وحى است در سورهء طه / 20 خوانديم
فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
از اين معلوم مىشود كه بمحض انداختن ، عصايش مبدل به مار گرديده است على هذا
كَأَنَّها جَانٌّ
تشبيه در سرعت حركت است نه تشبيه شىء بنفس يعنى :
« فالقا لها فصارت حية عظيمة فلما رآها تهتز كانها جان ولى مدبرا » .
وَلَّى مُدْبِراً
يعنى پشتكنان برگشت ، اگر « مدبرا » نبود معنى « ولى » كاملا روشن نمىشد ، معلوم است كه ديدن چنان منظرهاى موسى را به وحشت انداخته اگر ديگران مىبودند قالب تهى مىكردند بقيهء آيه در سورهء نمل آيهء 10 ديده شود ، راجع به معجزه در سورهء بقره آيهء 50 سخن گفتهايم .
32 -
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ
.
لفظ « تخرج » جواب شرط محذوف است يعنى : « ان ادخلت تخرج بيضاء » در سورة نمل / 12 آمده :
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ
آيه صريح است در اينكه دست موسى سفيد و نورانى خواهد شد بىآنكه معيوب باشد در تورات سفر خروج باب چهارم آيهء ششم آمده است : خدا فرمود دستت را در گريبان خود داخل كن ، چون داخل كرد دستش برص گرفت و مانند برف گرديد على هذا
مِنْ غَيْرِ سُوءٍ
ظاهرا رد بر تورات فعلى است .
دربارهء
وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ
در مجمع البيان چند قول نقل شده است . اول : دستت را از ترس بر سينهات بگذار ، چون وقت ديدن مار او را ترس گرفت خدا فرمود : اين كار را بكن تا ترس از تو برود ، امّا اين بعيد است چون با آمدن دستور
اسْلُكْ يَدَكَ
ديگر كلام عوض شده است .
دوم : اين سخن كنايه از جدى بودن در مأموريت است يعنى در فرمان خود جدى باش و خوف را بر خودت راه مده ، منظور گذاشتن دست بر سينه