متاع مردم را بىارزش نكنيد براى آنها عيب نتراشيد مثلا نگوئيد : بىارزش است خريدارى ندارد ، فلان جايش معيوب است ، الميزان
لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ
را قيد متمم
أَوْفُوا الْكَيْلَ
و
لا تَبْخَسُوا . . .
را قيد متمم
وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ
فرموده است ،
وَ لا تَعْثَوْا . . .
شايد در مقام نتيجه از دو دستور فوق باشد ، و يا مراد فسادهاى ديگرى است .
184 -
وَ اتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ
.
يعنى بترسيد از خدايى كه شما را و گذشتگان را آفريده است ، در اين آيه در عنايت است يكى خلقت كه مخلوق به خالق نيازمند است ، بايد به او بندگى كند ، ديگرى آنكه فطرت شما اين مطلب را تصديق مىكند .
185 -
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ
.
با نهايت بيشرمى گفتند : تو عقل خويش را باختهاي .
186 -
وَ ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ
.
به سخن اول اضافه كردند كه تو بر ما فضيلتى ندارى و مانند ما بشرى هستى به چه علّت پيامبر باشى ، و ادامه دادند كه تو را دروغگو مىدانيم ، « ان » مخفف از ثقيله است و تقديرش « انا نظنك . . . » است .
187 -
فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
.
اين درخواست در مقام تعجيز است كه گفتند : اگر راست مىگويى تكههايى از آسمان را بر سر ما ساقط كن .
188 -
قالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ
.
در الميزان فرموده اين جواب كنايه از آنست كه اين كار در عهدهء من نيست اين مربوط به خداست . او از كار شما آگاه است و مىداند عمل شما مقتضى كدام عذاب است .