كلمهها
ايكه : بيشه . جنگل . طبرسى فرموده ؛ « الايكة : الغيضة ذات الشجر الملتف » يعنى ايكه باتلاقى است كه درختان انبوهى دارد .
شعيب : از پيامبران مشهور است كه موسى عليه السّلام دختر او را بزنى گرفت نام مباركش يازده بار در قرآن مجيد آمده است .
كيل : پيمانه و پيمانه كردن . در اينجا معناى اول است . فرق كيل با ترازو آنست كه كيل نسبت به حجم طعام است و ترازو نسبت به وزن آن .
مخسرين : كم فروشان . كم كنندگان ، اخسار آنست كه كسى را در معرض خسران قرار دهند .
قسطاس : ترازو . گويند : از كلمات دخيل است ، و عربى نيست .
لا تعثوا : عثى : افساد و تباهى كردن . گويى منظور از آن تلاش فاسدانه است . از ابو عبيده نقل شده ، « العثى : اشد الفساد و الخراب » .
جبلة : منظور از جبله مخلوق است . اصل آن به معنى طبيعت است ، طبرسى فرمايد : « الجبلة : الخليقة التي عليها الشيء » گويى منظور از آن طبيعت بشرى است كه بر درك حسن و قبح آفريده شده است .
مسحرين : مسحر كسى را گويند كه در اثر پى در پى جادو شدن عقل خود را از دست داده است .
كسفا : قطعهها ، تكهها . واحد آن كسفه است .
ظلة : سايبان .