عاكفين : عكوف ، ملازمت و اقامت در نزد شىء « عاكفين » : ملازمان .
حكما : حكم : قضاوت و تشخيص حق از باطل .
كبكبوا : كب : انداختن بر رو ، انكباب : افتادن بر رو ، « كبه فانكب :
القاه على وجهة » « كبكبه : القاه على وجهه » .
غاوون : گمراهان . غواية : گمراهى .
حميم : مهربان . رجوع شود به اين كلمه در آيات ديگر .
كرة : رجوع و بازگشتن .
شرحها
بعد از ماجراى موسى عليه السّلام ، در اين آيات حالات ابراهيم عليه السّلام نقل شده ، علّت نقل حالات پيامبران در اين سوره ، در اول آن گفته شد .
در اين آيات : ابراهيم عليه السّلام بت پرستان را محكوم مىكند ، خدا را به عنوان رب العالمين مىخواند كه همه چيز از اوست ، حتى جزئيات زندگى :
خلقت ، هدايت ، طعام دادن ، آب دادن : شفا دادن ، زنده كردن ، ميراندن و . . .
سپس اشاره به بقيهء حالات آن حضرت شده است .
69 و 70 -
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ
قصهء موسي عليه السّلام با
وَ إِذْ نادى رَبُّكَ
شروع شد ولى در ابراهيم عليه السّلام به لفظ
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ
، اين ظاهرا براى آنست كه ابراهيم پدر قريش بود و حالات او را همه مىدانستند .
در ذيل آيه :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ . . .
انعام / 74 گفته شد كه آزر پدر ابراهيم عليه السّلام نبود ، بلكه عمو يا جدّ امّى آن حضرت بود كه به علت ريش سفيد بودن به او پدر خطاب مىكرد نام پدر او « تارح » ذكر شده است كه يكى از پيامبران الهى بود .