ضيق عليهم في النفقة » ، « لم يقتروا » : كم نكردند .
قوام : ( بفتح اول ) اعتدال « قام الامر : اعتدل » مراد از آن در آيه « حد وسط » است .
اثام : عذاب و عقوبت . شايد اين بدان علت است كه عقوبت مسبب اثم است « اثمه اثاما : جازاه » .
متاب : توبه كردن . توب و توبه و متاب در اصل به معنى رجوع است .
زور : ( بضم اول ) دروغ . باطل . طبرسى فرمايد : زور در اصل نشان دادن باطل است در لباس حق . على هذا آن شامل دروغ و هر كار باطل و بيهوده مىشود .
لغو : فيروزآبادى در قاموس گويد : لغو چيزيست بىاعنتاء ، از افعال باشد يا از اقوال ، اين معنى با آيه مناسب است بعضى آن را منحصر به كلام بىفائده دانستهاند ، كراما : جمع كريم به معنى بزرگوار ، عزيز ، نفيس .
مَرُّوا كِراماً
يعنى بزرگواران مىگذرند و به آن آلوده نمىشوند .
لم يخروا : خر و خرور : سقوط توأم با صدا ( افتادن با صدا ) .
صما : كرها ، ناشنواها . مفرد آن اسم به معنى كر و ناشنوا و بقول طبرسى كر مادرزاد است ، اصل صم به معنى بستن مىباشد .
عميان : عمى : كورى . اعمى : كور جمع آن عمى ( بر وزن قفل ) و عميان ( برون سلطان ) است .
قرة اعين : قر از : ثبات و محل استقرار . « قرت عينه » يعنى چشمش آرام گرفت
قُرَّةَ أَعْيُنٍ
: آرامى چشمها ، آن كنايه از شادى است « قرة عين » چيزى است كه سبب سرور و شادى باشد .