آن گاه گوشهاى از نظامات حاكم بر زندگى و اعمال خوب كه سبب سعادت هستند ، و نيز از اعمال شرك آميز ، ياد شده است كه يعنى شما اهل اسلام نيز از قانونى كه بر بنى اسرائيل جارى شد مستثنى نيستيد ، اطاعت ، عزّت را به دنبال دارد و شرك ذلت را ( آيات 22 - 44 ) از آن به بعد مطالبى در زمينهء توحيد ، محكوم كردن مشركان ، تسلّط شيطان بر انسان از اوّل خلقت ، قسمتى از اعمال عبادى ، موقعيّت قرآن و معجزه بودن آن ، خوارق عاداتى كه مشركان از آن حضرت خواستهاند و مقايسهء جريان اسلامى با جريان حضرت موسى عليه السّلام ، آمده است .
پس فشرده مطالب آن ، عنوان كردن مسألهء توحيد و نفوذ قدرت خدا در ادارهء جهان و نداشتن شريك است ، لفظ سبحان كه حكايت از تنزيه و پاكى و بىنيازى خدا و شريك نداشتن ، دارد در اين سوره مكرر شده است مانند
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى
/ 1 ،
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي
/ 92 .
يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا
/ 108
سُبْحانَهُ وَ تَعالى
43 ، حتّى در آيهء آخر ، حمد خدا در اثر پاك و منزّه بودن او است
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ . . .
/ 111 .