مىشماريد آنها را .
ظعنكم : ظعن : مسافرت كوچ . « ظعن ظعنا : سار » فقط يك بار در قرآن آمده است .
اصواف : صوف : پشم . اصواف : پشمها . آن در گوسفند است .
اوبار : و بر ( بر وزن شرف ) : پشم شتر ( كرك ) جمعش اوبار است .
اشعار : شعر ( بر وزن عقل ) : موى جمع آن اشعار است ( موى بز ) .
اكنان : كن ( بر وزن عقل ) : پوشاندن و محفوظ داشتن . و بكسر كاف : محل مستور شدن و محفوظ شدن . جمع آن اكنان است ( غارها ) .
سرابيل : سربال : پيراهن . جمع آن سرابيل است .
بأسكم : بأس : سختى . ناپسند . به معنى عذاب ، خوف ، قدرت ، جنگ نيز به كار مىرود ، منظور از آيه ظاهرا جنگ است .
ابلاغ : بلاغ و تبليغ هر دو به معنى رساندن است . بلاغ به معنى رسيدن نيز آيد .
يستعتبون : عتبى : رضايت و خشنودى استعتاب : طلب رضايت « استعتبه :
استرضاه » . « لا يستعتبون » : از آنها رضايت خدا خواسته نمىشود كه عمل كنند و خدا را راضى نمايند .
السلم : سلم ( بر وزن شرف ) : تسليم شدن و انقياد .
تبيانا : بيان و تبيان : آشكار شدن . « تبيانا » : براى آشكار شدن تبيين و تبيان به معنى آشكار كردن نيز آيد .
شرحها
اين آيات چهارمين قسمت از آيات توحيد است كه پس از نقل آنها ،