به ناقه در ذيل آيهء سورهء اعراف در نكتهها سخن گفتهايم .
به هر حال ، صالح ناقه را به مردم نشان داد و گفت بگذاريد كه در زمين خدا بچرد و زندگى كند و به آن آسيب نرسانيد و گرنه به زودى شما را عذاب نزديكى خواهد گرفت . اين نشان مىدهد كه وجود آن ناقه به تدريج مردم را منقلب و به نبوت صالح معتقد مىكرد و مشركان تاب تحمل آن را نداشتند و يا آب خوردن بيحد و چريدنش براى مردم غير عادى مىآمد و آن طور هم بود .
65 -
فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ
.
لفظ « ذلك » اشاره است به
عَذابٌ قَرِيبٌ
ظاهرا مهلت سه روز آخرين ارفاق از جانب خدا بود كه تا بر گردند ، منظور از « داركم » شهر آنهاست به هر حال چون شتر را كشتند ، صالح گفت : سه روز از وسائل زندگى لذت ببريد اگر برنگشتيد وعدهء عذاب قريب وعدهء دروغين نيست و خواهد آمد در سورهء يونس ذيل آيه چهلنهم در نكتهها گفته شد كه : چرا با آنكه يك نفر ناقه را كشت ، به همه نسبت داده و با لفظ « فعقروها » فرموده است ، چون جامعه داراى يك روح بود ، آنچه يك نفر مىكرد ديگران او را تشويق كرده و به آن راضى بودند .
66 -
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ
.
منظور از « امر » عذاب يا فرمان عذاب است ، آيه صريح است در اينكه صالح و آنان كه با او به خدا ايمان آورده بودند نجات يافتهاند ، طبرسى از ابن انبارى نقل كرده كه :
وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ
عطف بر محذوف است يعنى : « نجيناهم من العذاب و من خزى يومئذ » گويا مراد آنست كه اگر عذاب مىشدند هم رسوا مىگشتند و شهرهء آفاق مىشدند و هم عذاب مىديدند اما هم از عذاب نجات