عمل ناپسند است مثل كشتن و زخم زدن و امثال آن .
عقروها : عقر : بريدن . « عقر الكلب و الفرس و الإبل : قطع قوائمها بالسيف » « عقروها » يعنى ناقه را كشتند . اين لفظ نشان مىدهد كه كشتن آن به وسيله قطع پاهايش بوده است .
جاثمين : جثوم : سقوط بر روى . نشستن به زانو . جاثم : ساقط شونده « جاثمين » ساقط شوندگان . ( كشته شدگان ) .
لم يغنوا : غنى : كفايت و بىنيازى
كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها
گويا از اول در آن مكان نبودهاند « غنى فى المكان : اذا اقام فيه » .
شرحها
در بيان حالات نوح و هود عليهما السّلام علّت آمدن حالات انبياء را در اين سوره بيان كرديم . در اين آيات ، صالح عليه السّلام قوم خويش را به عبادت و فرمان خدا مىخواند آنها در جواب مىگويند : ما قبل از اين به تو اميد داشتيم متأسفانه كه چنين شدى آيا ما را از متابعت پدرانمان نهى مىكنى ؟ ! در جواب فرمود :
خدا به من معجزه و نبوت داده است و اگر از دعوت دست بردارم پيش خدا مسئول خواهم بود ، شما با اين گفته براى من تباهى مىافزائيد ، اين ناقه خدا و براى شما معجزه است به آن آسيبى نرسانيد كه عذاب خدا شما را مىگيرد ، ناقه را كشتند ، صالح گفت : سه روز ديگر مهلت داريد و چون ايمان نياوردند عذاب خدا آنها را چنان گرفت كه گويى از اول در آن مكان نبودهاند .
61 -
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
.
يعنى به قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم ، « اخاهم » نشان مىدهد