ليسكن : سكون : آرام گرفتن بعد از حركت ، به معنى ميل و انس نيز آيد مراد از آن در اينجا ميل و انس است
لِيَسْكُنَ إِلَيْها
يعنى به او ميل كند و با او انس گيرد .
تغشاها : غشى : پوشاندن و فراگرفتن . همچنين است تغشيه ، « تغشاها » پوشانيد او را ، كنايه از مقاربت است .
فمرت به : مرور داد به حمل . يعنى حمل را ادامه داد .
اثقلت : اثقال : سنگين شدن . « اثقلت » سنگين شد . حمل در شكمش بزرگ شد .
صامتون : صمت : ( بر وزن عقل ) سكوت « صامتون » ساكتان .
ارجل : رجل ( بر وزن شبر ) : پا . جمع آن ارجل مىباشد .
يمشون : مشى : راه رفتن . « يمشون » : راه مىروند .
ايد : يد : دست . جمع آن ايدى است .
يبطشون : بطش : اخذ و گرفتن . قيد شدت نيز در آن ملحوظ است .
تنظرون : انظار در آيه به معنى مهلت دادن است
فَلا تُنْظِرُونِ
: به من مهلت ندهيد .
شرحها
اين آيات در زمينهء يك مطلب كلّى است و آن اينكه با وجود شواهد عالى توحيد و توجه فطرى مردم به آن ، اين ميثاق اغلب از طرف مردم نقض شده و به شرك گرائيده است .
189 -
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما