به آيهء
قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدِينَ فِيها . . .
انعام / 128 رجوع شود ، به هر حال ، رابطهشان نعوذ باللّه با خدا قطع شده و از رحمت وى دور شدهاند .
28 -
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ
.
آيه در بيان قطع رابطه ما بين مشركان و معبودهاى باطله است ، مراد از حشر ظاهرا جمع همهء مؤمنان و كافران و معبودهاى باطل است « مكانكم » تقديرش « الزموا مكانكم . . . » است يعنى شما در مكان خود ثابت بمانيد شركائتان نيز در محل خود ثابت بمانند نتيجهاش اين مىشود كه ميان آنها و معبودهايشان جدايى مىافتد و مىدانند كه شركاء به حال آنها فائدهاى ندارند .
اينكه معبودهاى باطل به عبادت كنندگان مىگويند :
ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ
يعنى چه ؟ آيا اين سخن راست است يا دروغ ؟ الميزان مىگويد :
راست است زيرا با ايجاد تفرقه و عدم فائده شركاء ، معلوم خواهد شد كه عبادت آنها براى شركاء واقع نشده است به علّت آنكه آنها را به عنوان شريكان خدا عبادت كردهاند و آن وقت معلوم گرديده كه آنها شريكان خدا نبودهاند پس سخن معبودها راست است كه شما شركاء را عبادت مىكرديد و ما شركاء نبودهايم . پس غرضشان نفى شريك بودن خودشان است نه اينكه عبادت براى كدام كس واقع شده است به نظر بعضى مراد آنكه : شما هواهاى نفسانى خويش و اوهام خود را عبادت مىكرديد نه ما را « 1 » .
29 -
فَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِينَ
.
بنا بر آنكه در الميزان نقل شد : چون خودشان را شريك خدا نمىدانستند
هامش
( 1 ) يعنى : « انكم عبدتم الشركاء فلسنا بالشركاء ما كنتم ايانا تعبدون أو إنكم ما عبدتمونا بل عبدتم اهوائكم » .