شدن است ، انفاق : خارج كردن مال از ملكيت . نفاق ( بكسر - م ) منافق بودن ، نفق به معناى نقب نيز آيد ، به نظر بعضى منافق را از آن منافق گويند كه از راهى وارد و از راه ديگر خارج مىشود و به نظر بعضى از ايمان به طرف كفر خارج مىشود .
يقبضون : قبض : گرفتن و گرفتن با تمام دست . مراد از آن امساك از انفاق است .
مقيم : ثابت و پيوسته و پا برجا . اسم فاعل از اقامه به معنى برپا داشتن .
استمتع : متاع . لذت بردن . چيزى كه از آن لذت برند . استمتاع : انتفاع .
ايضا متاع اثاث البيت و مال دنيا .
خلاق : نصيب خوب . نصيب . به نظر راغب : فضيلتى كه با اخلاق خوب به دست مىآيد .
خضتم : خوض : داخل شدن به آب . قدم نهادن به گل . به طور استعاره وارد شدن به هر كارى را گويند ، آن در قرآن نوعا وارد شدن در كار باطل است .
نبأ : خبر مهم . خبرى كه داراى فائده بزرگ و مفيد علم يا ظن باشد و اگر داراى اين سه شرط نباشد آن را نبأ نگويند .
عاد : نام قومى است كه هود عليه السّلام بر آنها مبعوث شد ، آنها در سرزمين احقاف از يمن سكونت داشتند
وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ
.
ثمود : نام قومى است كه صالح عليه السّلام بر آنها مبعوث گرديد ، از قبائل عرب ما قبل تاريخ هستند در محلّى به نام وادى القرى ما بين حجاز و شام سكونت داشتند ( قاموس قرآن / ثمد ) اصل ثمد آبى است كه ماده نداشته باشد .