اين آيات خواهد آمد :
لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً
. . . أَوْلِياءَ
على هذا آيهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . .
جمله معترضه است ميان دو تا ولايت نهى شده . و ظهورش در آن است كه مراد از « وليكم » همان ولايت به معنى دوست و حامى باشد يعنى اهل كتاب و مشركان را دوست و حامى مىگيريد ؟ دوست شما فقط خدا و رسول و نماز خوانها . . . هستند اما در اين صورت چند اشكال لازم مىآيد :
اول : ولايت خدا و رسول نسبت به ديگران به صورت دوستى نيست بلكه به طور سرپرستى و كارگردانى مىباشد .
دوم : قيد
وَ هُمْ راكِعُونَ
مىرساند كه هر نمازگزار و زكات بده ولى شما نيست بلكه نمازگزارانى كه در حال ركوع زكات مىدهند حال آنكه بايد همهء نمازگزاران ولى و دوست ما باشند .
سوم : ظهور آيه در يك قضيه واقع شده است نه اينكه به طور عموم و هميشگى باشد .
چهارم : روايات شيعه و اهل سنت به اين آيه به استقلال و قطع نظر از آيات ما قبل و ما بعد نظر كرده است .
على هذا بايد گفت : اين دو آيه راجع به جريان خاصى نازل شده است علاوه لفظ « انما » نص در تخصيص است و ولايت غير خدا و رسول و
الَّذِينَ . . .
را نفى مىكند .
در مجمع البيان نقل فرموده : روزى عبد اللَّه بن عباس در كنار زمزم نشسته و به لفظ « قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و إله » به مردم حديث مىخواند ، مردى كه روى خود را پوشانيده بود در آنجا حاضر شد ، هر چه ابن عباس مىگفت : « قال رسول اللَّه » آن مرد نيز مىگفت . ابن عباس گفت : تو را به خدا تو كيستى ؟ مرد صورت خود را باز كرد و گفت : مردم هر كه مرا شناخته هيچ و گرنه خود را معرفى مىكنم ،