تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
كوبيده و ريز ريز كرد . « جعله مدكوكا » . خر : خرور : ( بر وزن عقول ) : و خرّ ( بر وزن عقل ) : افتادن با صدا مثل سقوط ديوار . صعقا : صعق ( بر وزن عقل ) : شدت صوت . صاعقه نيز از آن است ، صعق ( بكسر - ع ) به معنى مصعوق ( صاعقه زده ) و بيهوش مىباشد . افاق : افاقه : بيدار شدن از بيهوشى و رجوع صحت و عقل به انسان . اصطفيتك : صفو : خالص شدن از آميختگى . اصطفاء : اختيار كردن و گرفتن خالص شىء . « اصطفيتك » انتخاب كردم تو را . رسالاتى : رسالت : پيغام . جمع آن رسالات است . الواح : لوح : صفحه‌اى كه در آن مىنويسند ، از چوب باشد يا غير آن . جمع آن الواح است . بايد دانست : لوح در اصل به معنى ظهور است ، صفحه را از آن لوح گفته‌اند كه نوشته در آن آشكار مىشود . ساريكم : ارائه : نشان دادن « ساريكم » : حتما نشان مىدهم به شما . رشد : هدايت و كمال . « غى » : گمراهى . حبطت : حبط : باطل و بىاثر شدن .

شرحها

در اين آيات خدا به موسى وعده مىدهد كه سى شب در وعدگاه باشد و ده شب بر آن اضافه مىكند ، آيات بعدى نشان مىدهد كه اين وعده براى آمدن تورات بوده است ، پس از آنكه خدا با موسى سخن مىگويد ، موسى از خدا مىخواهد كه خودش را براى او بنماياند ، در جواب اين سؤال با تجلى خدا
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 502 | على اكبر قرشى بنابى