كوبيده و ريز ريز كرد . « جعله مدكوكا » .
خر : خرور : ( بر وزن عقول ) : و خرّ ( بر وزن عقل ) : افتادن با صدا مثل سقوط ديوار .
صعقا : صعق ( بر وزن عقل ) : شدت صوت . صاعقه نيز از آن است ، صعق ( بكسر - ع ) به معنى مصعوق ( صاعقه زده ) و بيهوش مىباشد .
افاق : افاقه : بيدار شدن از بيهوشى و رجوع صحت و عقل به انسان .
اصطفيتك : صفو : خالص شدن از آميختگى . اصطفاء : اختيار كردن و گرفتن خالص شىء . « اصطفيتك » انتخاب كردم تو را .
رسالاتى : رسالت : پيغام . جمع آن رسالات است .
الواح : لوح : صفحهاى كه در آن مىنويسند ، از چوب باشد يا غير آن .
جمع آن الواح است . بايد دانست : لوح در اصل به معنى ظهور است ، صفحه را از آن لوح گفتهاند كه نوشته در آن آشكار مىشود .
ساريكم : ارائه : نشان دادن « ساريكم » : حتما نشان مىدهم به شما .
رشد : هدايت و كمال . « غى » : گمراهى .
حبطت : حبط : باطل و بىاثر شدن .
شرحها
در اين آيات خدا به موسى وعده مىدهد كه سى شب در وعدگاه باشد و ده شب بر آن اضافه مىكند ، آيات بعدى نشان مىدهد كه اين وعده براى آمدن تورات بوده است ، پس از آنكه خدا با موسى سخن مىگويد ، موسى از خدا مىخواهد كه خودش را براى او بنماياند ، در جواب اين سؤال با تجلى خدا