132 -
وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
.
از اين آيه معلوم مىشود كه سنين قحطى را به حساب نياورده و آن را جادو شمردهاند ولى « تأتنا » حاكى است كه آن را از موسى مىدانستهاند اما دليل نبوت نمىشمردهاند ، « مهما » اسم شرط است به معنى « اى شىء » ، خواستهاند با اين سخن موسى را مأيوس كنند .
133 -
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ
.
لفظ « مفصلات » نشان مىدهد كه اين آيات جدا جدا آمده و روشن بوده كه همه آيات الهى هستند و موسى از وقوع و علت آنها خبر داده است ، از اين آيه معلوم مىشود كه اولا سيل بىامان ، خرابيها به بار آورده و از آنها دست بردار نبوده است ، ثانيا ملخ بر آنها مسلط شده ، مزارع و اشجارشان را خورده و از هستى ساقطشان كرده است ، ثالثا : شپشهء گندم و به قولى ملخهاى كوچك بىبال ، همه جا را پر كرده و عرصه را بر آنها تنگ كرده است گويند : حتى به موها و ابروان و مژگانها و بدنهاى فرعونيان چسبيدند گويى آبله آوردهاند ، رابعا :
قورباغهها به قدرى در ديار فرعونيان زياد شدند ، حتى خانهها پر از قورباغه گرديد هيچ كس لباسى يا ظرف طعام و شرابى باز نمىكرد مگر آنكه در آن قورباغه بود ، گويند وقت سخن گفتن حتى به دهان آنها مىجهيدند ، و قورباغه پيش از لقمهء طعام به دهان آنها مىرفت ، نه كشتن جلو آنها را مىگرفت و نه جارو كردن . خامسا : خون بر آنها فرستاده شد كه رنگ آبها خونى گرديد ، به قولى خون از بينىها جارى مىشد ، اين موارد پنجگانه در تورات فعلى نيز آمده است ، جملهء
فَاسْتَكْبَرُوا . . .
حاكى است كه آن همه معجزه اثرى در آنها