تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
را وسعت مىدهد تا حقائق در آن جاى گيرد و اگر بخواهد اضلالش كند سينه‌اش را تنگ مىگرداند ، بالاخره سعادت از آن كسانى است كه در مسير حق زندگى كنند . 122 -
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
. مراد از حيات و مرگ در اينجا هدايت و عدم هدايت است ، انسانى با پذيرش هدايت الهى زنده مىشود و با يك راه مشخص و روشن در ميان انسانها زندگى مىكند ولى آنكه از تابش نور هدايت محروم است مانند كسى است كه در تاريكيها مانده و از آن خارج شدنى نيست مقايسه كنيد حال آنها را كه در توحيد زندگى مىكنند با آنهايى كه در گمراهى به سر مىبرند « مثله » در اينجا به معنى حكايت است و تقدير آن « كمن مثله انه فى الظلمات » است در عده‌اى از آيات قرآن به ايمان حيات و نور و به كفر موت اطلاق شده است به نظرم آن از باب توسع در معناى حيات و موت است .
كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
كاف براى تعليل و « ذلك » اشاره است به « در ظلمات بودن » يعنى به علت در تاريكى قرار گرفتن كافران اعمال خويش را خوب مىدانند . اهل لغت تعليل را يكى از معانى كاف دانسته‌اند گر چه بعضى آن را نفى نموده است . 123 -
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها
به نظرم « اكابر » اضافه است بر « مجرميها » ، لام در « ليمكروا » براى غايت و عاقبت است ، ظاهرا « كذلك » نظير آيهء سابق است يعنى : و به علت در ظلمات بودن در هر شهر بزرگان بدكاران را قرار داديم تا در شهرها مكر و فساد كنند ، اين نتيجه مختار بودن انسانهاست و چون اسباب بالاخره به خدا منتهى مىشود